ابن هشام الحميري ( مترجم : سيد هاشم رسولى محلاتى )
101
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي )
( 1 ) ابن اسحاق گويد : عبد اللّه بن عمر كه خود در آن جنگ حاضر بوده گفته است كه چون مسيلمة كشته شد شنيدم كسى فرياد ميزد : سياه حبشى او را كشت . و ابن هشام گويد : وحشى را در اثر شرب خمر چندين بار حدّ زدند تا بالاخرة نامش را از دفتر مسلمين قلم زدند و عمر بن خطاب گفت : من ميدانستم كه خداى تعالى قاتل حمزة را به حال خود نخواهد گذارد . عاصم بن ثابت : عاصم بن ثابت بن أبى الاقلح از تيراندازان ماهر لشگر اسلام بود كه در جنگ احد دو برادر را بنامهاى مسافع بن طلحة و جلاس بن طلحة با تير از پاى درآورد اين هر دو مادرى داشتند بنام سلافة كه چون تير خوردند بنزدش آمده سرشانرا در دامان او گذاردند ، سلافه از ايشان پرسيد : چه كسى بشما تير زد ؟ گفتند : مردى كه تير انداخت هنگام رها كردن تير خود را عاصم بن ابى الاقلح معرفى كرد . سلافة نذر كرد كه اگر روزى دستش برسد از كاسهء سر عاصم شراب بنوشد ، و عاصم نيز هنگامى كه از اين نذر اطلاع پيدا كرد از خدا خواست كه بدن مشركى به بدن او نرسد و خدا نيز دعاى او را مستجاب كرد [ ( 1 ) ] حنظله غسيل الملائكة : حنظله فرزند ابو عامر راهب بود كه ( رسول خدا نامش را ابو عامر فاسق
--> [ ( 1 ) ] در داستان رجيع پس از اين خواهد آمد كه چون عاصم بن ثابت در آن جنگ كشته شد قبيلهء هذيل خواستند سرش را جدا كنند و براى سلافة ببرند تا بنذرى كه كرده عمل كند ، ولى ناگهان زنبورهاى زيادى به آنها حمله كردند و مانع از جدا كردن سر عاصم گشتند ، افراد مزبور گفتند : چون شب شود زنبورها بروند و فردا صبح بسراغ او مىآئيم ولى همان شب باران سيل آسائى آمد و بدنبال آن سيل شديدى جارى شد و جسد عاصم را نيز با خود برد و قبيله هذيل نتوانستند مقصود خود را انجام دهند و بدين ترتيب سلافة آرزوى آشاميدن شراب را در كاسه سر عاصم بگور برد .